يكشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۴:۵۹

خبرهای متنی

ایران
همایش جنگل ابر و توسعه پایدار | چاپ |
گزارش - گزارش
دوشنبه ۰۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۵۴

همایش " جنگل ابر و توسعه پایدار" با هدف نگاه کارشناسانه و علمی به مقوله محیط زیست و توسعه پایدار با بررسی نمونه موردی جنگل ابر عصر روز یکشنبه ششم آذر ماه در محل کرسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. این همایش به مناسبت سال جهانی جنگل ها و به همت موسسه طنین طبیعت تیرگان و با همکاری جمعیت دیده بان طبیعت شاهرود و کانون دوستداران محیط  زیست دانشگاه شهید رجایی و با حضور جمعی از کارشناسان محیط زیست و اعضای تشکل های زیست محیطی برگزار شد.

 

در همایش " جنگل ابر و توسعه پایدار"  اسماعیل کهرم، پیمان یوسفی آذر، محمد درویش و ناصر کرمی به ایراد سخنرانی پرداختند. برپایی نمایشگاه عکسی از زیبایی های جنگل ابر و تخریب های صورت گرفته در آن از برنامه های جنبی این همایش یک روزه بود. در پایان این همایش همچنین میزگردی با حضور دکتر ولیان، نماینده سازمان های مردم نهاد شاهرود، مژگان جمشیدی نماینده رسانه ها و بهروز غیبی، مدیر کل دفتر امور منابع جنگلی سازمان جنگلها و مراتع برگزار شد.

محمّد درویش، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور که یکی از سخنرانان کلیدی این همایش بود محور سخنرانی خود را به کوشش برای ماندگاری جنگل ابر اختصاص داد و تاکید کرد که هر تلاشی دراین راستا تلاش برای استحکام سپر خاوری جنگلهای شمال است.
درویش با ابیان این جمله که " عشق بی فرازانگی، دیوانگی است" افزود: امروز مصادیق زیادی از عشق بی فرزانگی را در بین متولیان طرح های توسعه ای می بینیم که پیامدهایش به تخریب محیط زیست ختم شده است . وی افزود: برای مثال نیروگاه سیکل ترکیبی کازرون، در کنار بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران یعنی پریشان ساخته شد در حالی که این نیروگاه نیاز آبی بالایی داشت و اساساس جانمایی آن از ابتدا غلط بود . نیروگاه شهید مفتح همدان نیز نمونه دیگری از همین عشق هایی بود که هدف بانی اصلی اش که استاندار وقت همدان آقای خرم بود ، خدمت به مردم عنوان شده بود، غافل ازاینکه همین نیروگاه باعث شد تا امروز سطح سفره های اب زیر زمینی منطقه از 2.6 متر به 40.8 متر افت کند و منجر به فرونشست زمین و ایجاد فروچاله های عمیق در دشت کبودآهنگ شود.
وی افزود: سد 15 خرداد و سد سفید رود  نمونه های دیگر همین عشق بی فرزانگی بود  به طوریکه با ساخت سد 15 خرداد نه تنها کمکی به تامین آب شرب مردم قم نشد بلکه هزاران هکتار از اراضی زیر کشت و حاصلخیز به بزرگترین چشمه تولید گرد و غبار و کانون بیابانی درکشور تبدیل شد . یا چرا امروز ما باید در منجیل شاهد ظهور تپه های ماسه ای باشیم که عمده ترین دلیلش انباشت رسوبات در سد سفید رود است .
به گفته او آنچه امروز ما با تنوع زیستی خود در کشور می کنیم شبیه به سنگفرش کردن معابر عمومی با استفاده از بقایای تخت جمشید است .
درویش افزود: بیش از یک درصد از مجموع گونه‌‌های گیاهی کشور در کمتر از یک صدم درصد از خاک وطن حضور دارند. نام آن پهنه‌ی کوچک، اما همیشه سبز و خیس ایران، رویشگاه جنگلی ابر است که با وسعت 35 هزار هکتار در 50 کیلومتری شمال خاوری شاهرود استقرار یافته و پذیرای دست کم 85 گونه گیاهی است. به دیگر سخن، هر هکتار از خاک ابر، از منظر زیگونگی گیاهی اش، حدود یکصد برابر هر هکتار از خاک ایران ارزش دارد؛ همان کشوری که هر هکتار از خاک ارزشمندش بر بنیاد گزارش بانک جهانی و بر پایه قیمت‌های سال 2000، یازده برابر هر هکتار از خاک کره زمین دارای ارزش است.
او تاکید کرد: در حقیقت کارکرد رویشگاه ابر در جنوبی‌ترین نقطه‌ء خاوری جنگل‌های شمال ، همان اثربخشی و رسالتی را برعهده دارد که بلوط‌ستان برم در جنوبی‌ترین بخش از رویشگاه زاگرس برعهده دارد و شگفتا که هر دو اکوتون مورد بحث، در شرایطی بس شکننده و آسیب‌پذیر قرار گرفته‌اند. شاید اگر قرار بر انتخاب زیباترین رویشگاه در شمال و زاگرس باشد، بسیاری از صاحبنظران و فعالان عرصه محیط زیست و منابع طبیعی از ابر و برم به عنوان ممتازترین و متنوع‌ترین جنگل‌های شمال و زاگرس یاد کنند که جذابیت‌ها و کارکردهایی  کم‌نظیر را به بوم‌سازگان‌شان ارایه می‌دهند؛ با این وجود، همین برتری و ناهمتایی کم‌نظیر سبب شده تا در طول چند دهه‌ی گذشته مورد بیشترین دست‌درازی، تجاوز و تغییر کاربری قرار گرفته و همان سرنوشتی را بیابند که گوزن‌های زرد در میان کتل یافته‌اند! زیرا شاید اگر گوزن‌ها آن شاخ‌های زیبا و پر رمز و راز را نداشتند، اینگونه بی‌رحمانه مورد توجه شکارکش‌ها قرار نمی‌گرفتند!
این کارشناس افزود: بنابراین، نوع چیدمان توسعه و گسترش ساخت و سازها نباید به شکلی در منطقه کلید خورده و طراحی شود که سبب آسیب رساندن به چنین بستر تولید و ضامنی برای حفظ کیفیت زندگی را فراهم آورد؛ بستری که نه فقط به عنوان یک اکوتون باستانی در حدفاصل زیست‌اقلیم‌های خشک بیابانی و مرطوب شمال قد علم کرده است، بلکه واجد ارزش‌های دارویی کم نظیری هم هست و در عین حال، شکل آرایش عمودی و تفاوت ارتفاعی قابل توجه‌اش، چشم‌اندازی یگانه را در بسیاری از ایام سال به آن بخشیده است. مؤلفه‌هایی چون گردشگری بی ضابطه و غیر مسئولانه، احداث جاده، ساخت و سازهای تجاری، تغییر کاربری اراضی، فشار بیش از حد دام و عدم توجه به ظرفیت پذیرش سرزمین در شمار مهم‌ترین دلایلی قرار دارد که می‌تواند بنیان ابر را برای همیشه نابود ساخته و به تاراج برد.
او خاطر نشان کرد: ما باید متوجه خواهش آیندگان باشیم و امانت امروز را در بهترین کیفیت به ایشان انتقال دهیم. اگر امروز سکوت کرده یا انفعال به خرج دهیم، فردا فرصتی برای جبران نخواهد بود و بی شک کسی ما را نخواهد بخشید. زیرا فرزندان ما بر بلندای سنگ مزارمان فریاد خواهند زد: چرا اندكي بيشتر مقاومت نكرديد و بر سر ماندگاري مواهب طبيعي خويش پاي نفشرديد؟!
وی در پایان یکی از بزرگترین موانع پیش روی حفظ محیط زیست را وجود برخی متخصصان و صاحبنظران مطرح در کشور دانست و آنها را روشنفکران هیرم کش عنوان کرد و گفت: یکی از موانع ما وجود روشنفکران هیرم کش است . اگرچه فضیلت در مقابل ذلت گردنی خم نشو داد اما روشنفکران و اندیشمندان ما به جای نشان دادن راه با اقتدار خم شده اند.

همچنین پیمان یوسفی آذر، عضو شورای عالی جنگل و مرتع با حضور در همایش جنگل ابر و توسعه پایدار با تاکید بر اهمیت جنگل ابر از منتفی شدن گزینه عبور جاده از جنگل ابر خبر داد. ایشان تاکید کردند: تجربه نشان داده هر کجا ما محیط زیستی ها محکم ایستادیم پیروز شدیم و جاده جنگل ابر نمونه ای از همین پیروزی های ماست که باید مورد توجه مسئولان سازمان محیط زیست و سازمان جنگل ها قرار گیرد و بدانند که اگر این جاده احداث شود 700 هکتار جنگل بی همتا تخریب می شود.
وی نقش رسانه ها و تشکل های زیست محیطی را در این موفقیت چشمگیر عنوان کرد و گفت: یکی از اصول اولیه مدیریت بحران در منابع طبیعی ارتباط با رسانه ها است اما متاسفانه در سازمانهای مسئول نسبت به این زمینه بی توجهی می شود و اطلاعات صحیح منتشر نمی شود و اگر هم فردی با رسانه ها مصاحبه کرد می گویند چرا مصاحبه کردی ؟
یوسفی آذر با انتقاد از سازمان محیط زیست در عبور خط لوله گاز از جنگل های منطقه حفاظت شده دنا گفت: دهها هکتار جنگل به بهانه عبور خط لوله گاز ویران شد در حالی که هرگز بشر نخواهد توانست یک هکتار از جنگل های بلوط طبیعی زاگرسی را دوباره احیا کند و سازمان محیط زیست باید پاسخ دهد که چرا چنین اقدامی در منطقه اش صورت گرفته است.
وی گفت: در سازمان‌هایی مثل سازمان محیط‌زیست و جنگل‌ها و مراتع عناصر مدیریت بحران شامل مواردی چون ارتباط موفق با رسانه است، علاوه براین، این نهادها باید آمادگی لازم برای دعاوی حقوقی و قضایی داشته باشند.
این عضو شورای عالی جنگها و مراتع کلید موفقیت در مدیریت بحران منابع طبیعی را ابتدا پپیشگیری عنوان کرد و گفت: براو.رد خسارت احتمالی ، اطلاع رسانی و حضور به موقع رسانه ها، حضور موثر NGO ها و حمایت متخصصان و صاحبنظران از دیگر حلقه های مفقوده در مدیریت بحران منابع طبیعی است که این موارد در مورد جنگل ابر رعایت شد و به نتیجه هم رسیدیم .

دکتر پیمان یوسفی‌آذر، مدیرکل سابق جنگل‌های خارج از شمال که آبان ماه‌88، در موضوع مقابله با راهسازی‌ در جنگل ابر ارتباط مؤثری با رسانه‌ها داشت و توانست با کمک رسانه‌ها عملیات جاده‌سازی‌ را در ورودی این رویشگاه متوقف سازد.

در این همایش همچنین دکتر کهرم،استاد سرشناس محیط زیست 'tگفتند: در سوئیس جنگلی مشابه جنگل ابر وجود دارد که به اعتقاد سوئیسی‌ها تنها رویشگاه جهان است که ویژگی‌های جنگل ابر را دارد و به آن «دریای ابر» می‌گویند. آنها با این تصور که این رویشگاه نظیری در دنیا ندارد به‌شدت از آن حفاظت می‌کنند، به همین دلیل هیچ فعالیت عمرانی و اجرایی با هر ویژگی که باشد نمی‌تواند این رویشگاه را تحت‌الشعاع قراردهد. کهرم افزود: متأسفانه با وجود اهمیت جنگل ابر هیچ عزمی برای صیانت و حفاظت از آن وجود ندارد بلکه سال‌هاست که صحبت ایجاد جاده در این جنگل مطرح است؛ جاده‌ای که براساس یک قول انتخاباتی مطرح شد اما اکنون به‌عنوان قول رئیس‌جمهور، آن را مطالبه می‌کنند. این درحالی است که از سمنان به شمال 10 جاده و از شاهرود به شمال، با وجود آنکه یک صدم ترافیک تهران را ندارد، 4‌جاده دسترسی وجود دارد؛ با وجود این جاده‌ها هیچ ضرورتی برای احداث جاده جدید وجود ندارد.

همچنین دکتر ناصر کرمی، اقلیم‌شناس نیز در این همایش گفت: توسعه اقتصاد محلی در جایی مثل جنگل ابر، قاعدتا باید با طرح‌های پایدار اکوتوریستی اجرا شود اما متأسفانه نه سازمان حفاظت محیط‌زیست و نه سازمان جنگل‌ها و مراتع و نه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هیچ برنامه یا حتی اراده‌ای برای توسعه اکوتوریسم ندارند و در نتیجه در چشم‌اندازهای طبیعی کشور یا مخرب‌ترین فعالیت‌های صنعتی و اقتصادی اجرا می‌شود و یا ناپایدارترین و آلاینده‌ترین طرح‌های گردشگری مطرح می‌شود. وی افزود: سال‌های متمادی است که قرار است کمپ نمونه طبیعت‌گردی به‌عنوان مبنای علمی و فنی برای توسعه طبیعت‌گردی پایدار در کشور اجرا شود اما جالب است که این طرح سال‌هاست بین سازمان‌های ذی‌ربط دست به دست می‌شود و هنوز اجرا نشده است. در حال حاضر، بخش کشاورزی در ایران با سالانه 200‌هزار نیروی کار مازاد مواجه است و در شرایطی که به‌جز اکوتوریسم هیچ زمینه قابل دسترسی‌ای برای جذب این عده به بازار اشتغال وجود ندارد، متأسفانه شاهد تداوم سهل‌انگاری‌ها و کم‌کاری‌ها در این زمینه هستیم.

در پایان همایش بیانبه ایی خوانده شد که متن کامل آن  به شرح زیر است:
"جنگل ابر با ارزشترین و گرانبهاترین  میراث طبیعی استان سمنان (هفتمین استان وسیع کشور) می باشد. یک هزارم وسعت این استان کویری جنگل شمال سه میلیون ساله ایست که ده درصد ذخیره جهانی سرخدار را نیز در بر دارد. معجزه ای شگفت و نعمتی است عظیم و اکنون آزمونی دشوار برای امانت داری و قدرشناسی.
آن زمان که شعار دلربای (توسعه) برای هر اقدام ناسنجیده و نابخردانه در عرصه طبیعت کافی بود، سپری شده است, اکنون بشر به بلوغی رسیده که بفهمد آینده و سلامت و بقای او را بیش از هر چیز عملکرد مخرب و عجولانه خود او به خطر انداخته است. ما ایرانیان فهیم و با شعور نیز از کاروان بشریت جا نمانده و خواب هم نیستیم. بر این اساس بود که تشکلهای زیست محیطی و طبیعت دوستان شاهرود و کشور ظرف چند سال گذشته با تلاشی بی وقفه صدای رسای خود را به گوش مسئولان کشور و همه جهانیان رساندند که:جاده بس است, جنگل ابر را ویران نکنید.
شاهرود با یک هزارم ترابری تهران چهار محور اصلی به شمال دارد(دو برابر تهران) آنچه لازم است ارتقاء کیفیت این راهها است نه افزودن بر تعداد آنها, به بهای نابودی صدها هکتار جنگل بکر و بی نظیر, به بهای نابودی یک میلیون اصله درخت و نهال, به بهای جاری ساختن سیلهای ویرانگر در حوضه زرین گل و شهرهای شمال, به بهای نابودی ذخیره گاههای جهانی سرخدار, بلوط ماکرانتارا... و به بهای نابودی قاره کوچک شاهرود.
به راستی اگر جنگل ابر نباشد چه چیز از قاره کوچک (که به معنای وجود اقلیمهای متفاوت در یک سرزمین است) باقی می ماند؟ آیا شاهرود نیز تنها یکی از صدها شهر حاشیه کویر نخواهد بود؟ و ما پاسخ فرزندانمان را چگونه خواهیم داد اگر چنین گنجینه ای با گذران سه میلیون سال به سلامت در زمانه ما به تاراج رود؟
و با اینهمه آیا اصرار بر احداث جاده هدفی جز تامین ثروت مافیای زمین و چوب و تحقق وعده های انتخاباتی و... خواهد داشت؟  
پیام این همایش به همه ایرانیان , به هموطنان اینست: به هوش باشیم و مسئولیت خطیر خود را در حفظ و حراست سرزمین گرانبهایمان ایران به هیچ عذر و بهانه ای فراموش نکنیم. خود ما مسئول آنچه هستیم که بر این آب و خاک میرود و نه هیچ کس دیگر! و به مسئولان و دولتمردان اینکه : وجدان عمومی جامعه به عدالت قضاوت می کند, تاریخ به عدالت قضاوت خواهد کرد, سوگند امانتداری را فراموش نکنید و به ما کمک کنید تا با اعلام منطقه امن در جنگل ابر این گنج گرانبها را برای خود و آیندگان حفظ کنیم.

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

حقوق این وبگاه محفوظ  است و استفاده از نوشته های آن با نگاشتن نام این وبگاه منعی ندارد