پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۳۸

خبرهای متنی

ایران

عکسهای خبری

Developed by JoomVision.com

سوسن های چلچراغ در تیلا کنار عباس آباد

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین

پرندگان مهاجر در تالاب گمیشان

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین

آخرین بازمانده درنا در ایران

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین

رودخانه ایی به شفافیت کریستال

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین

عکس های دیدنی از قوهای فریدونکنار

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین

سوسک طلائی

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین

درخت رنگین کمان

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین

کهنسال ترین گیاهان زمین

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین

کشنده ترین مار جهان

زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین زمینی ؛ وبگاه تازه‌های دانش زیست بوم زمین
ایران یکی از ده کشور ویرانگر محیط زیست | چاپ |
ایران - همگانی
چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۴۳

«ایران یکی از ۱۰ کشور اصلی تخریب کننده محیط زیست در جهان است»؛ این اعتراف کسی نیست جز آقای «محمد جواد محمدی زاده»، ریاست سازمان حفاظت محیط زیست که این جمله را در همان آغازین روزهای صدارتش بر سبزترین صندلی کابینه دهم انجام داد. البته بعدها خبری از قول وی منتشر شد مبنی بر این که «موفقیت های سازمان در دوره ریاست او رشدی سه برابری داشته است»!!

شواهد بسیاری گویای این واقعیت است که محیط زیست ایران زمین با وجود پتانسیل های شگفت انگیز و منحصر به فرد جهانی، هم اکنون با روندی شتابان رو به نابودی و قهقراست.

با وجود این ادعا امروز شاید کمتر ناظر بی طرفی را بتوان پیدا کرد که عنوان سیاه ترین سال محیط زیست ایران را مناسب سال ۱۳۸۹ نداند؛ سالی که بیش از ۲۰۰ هزار هکتار از محدوده طبیعی دریاچه ارومیه به نمکزار تبدیل شد؛ دریاچه پریشان با عنوان بزرگ ترین دریاچه آب شیرین داخلی کشور، کاملاً خشک شد و بسیاری دیگر از تالاب ها و دریاچه های دیگر کشور هم بدترین وضعیت خود را تجربه کردند که از آن میان باید به تالاب بختگان، انزلی، گاوخونی، میقان، طشک، کم جان، هامون، مهارلو، میانکاله، گندمان، شادگان، هورالهویزه، هورالعظیم و … اشاره کرد.

این سیاهه، هنگامی نگران کننده تر می شود که بدانیم وضعیت اغلب رودخانه های دایمی کشور هم در این سال، بسیار ناگوار بوده است که از آن جمله باید به کاهش شدید آب رودخانه کارون ـ که زمانی پرآب ترین رود ایران بود ـ اشاره شود؛ وضعیتی که سبب شده تا حدود یک میلیون نفر از نخل های پایاب این رودخانه در خرمشهر و اروندکنار در اثر شوری و خیز معکوس آب از خلیج فارس تلف شوند. همین گونه خشک شدن رودخانه زاینده رود به عنوان تنها شریان حیاتی مرکز ایران فاجعه ای بود که کمتر مسوول و رسانه ای آن را جدی گرفته باشد.

اما همه خبرهای بد تنها به خشکسالی و اثرات متأثر کننده آن محدود نمی شود، چه، اگر با وجود مخالفت بسیاری از متخصصان محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست مجوز صدور و اکتشاف نفت در پارک ملی کویر و توسعه تأسیسات نفتی عسلویه در مجاورت منطقه حفاظت شده «مند» را می دهد؛ اگر پارک ملی نایبند در برابر چشمان ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، پرپر می شود؛ اگر بیش از یک ماه، ارزشمندترین پارک ملی کشور در گلستان می سوزد؛ اگر به بهانه انتقال لوله گاز بیش از هزاران درخت بلوط در دنا و با مجوز سازمان حفاظت محیط زیست قطع می شود؛ اگر شتاب سدسازی و طرح های انتقال آب، کماکان وضعیت پایاب اغلب رودخانه ها و جلگه های حاصلخیز کشور را بحرانی تر می کند؛ اگر وزارت راه با نگاه صرف عمرانی و ضد محیط زیستی خود بدون درک ارزش افزوده اکولوژیک محیط زیست جنگل ابر بر احداث جاده در دل این زیباترین جنگل پای می فشارد، همه و همه نشانه آن است که سازمان حفاظت محیط زیست نه تنها نتوانسته از شیب منفی تخریب طبیعت ایران بکاهد؛ بلکه در سالیان اخیر، بر شتاب این شیب هم شوربختانه افزوده گردید.

پدیدار شدن نشانه های فرونشست زمین در استان اردبیل، یورش به دیرینه ترین باغ گیاه شناسی ایران در نوشهر و نابودی ۱۱۲۹۵ اصله درخت در کمتر از ۷۰ دقیقه، سوختن ۴۰ هزار هکتار از رویشگاه های جنگلی ایران، مجوز احداث جاده در تالاب میانکاله، سقوط ۱۴ پله ای ایران در جدول شاخص عملکرد مقابله با تغییرات اقلیمی، پناه بردن پلنگ ها به دکل های برق فشار قوی، رکوردشکنی آلودگی هوا در تهران و چند کلانشهر دیگر ایران و در مورد اخیر دفن بی خردانه زباله های کلاردشت در جنگل های رنگین و منحصر به فرد جهان در عباس آباد… از معضل کاهش سطح آب های زیرزمینی تا نابودی حیات وحش و تخریب مناطق حفاظت شده؛ از عدم تحمل نقد و تضعیف فرصت ها برای سازمان های مردم نهاد تا ضعف های ساختاری و مدیریتی و ناکارآمدی دستگاه های اجرایی مربوط به محیط زیست و بالاخره ضعف اعتقاد برخی از مسوولان و صاحب منصبان به موضوع محیط زیست و عدم پرداخت جدی به معضلاتی که روز به روز در شکل پیچیده تری نمایان می شود در حالی به وقوع می پیوندد که مدیریت صحیح محیط زیست یکی از مولفه های مهم حکمرانی مطلوب به شمار می رود. در این خصوص البته از دستگاه های قانون گذاری و نظارتی مانند مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه نیز انتظار می رود هر یک رسالت خویش را ایفا نمایند.

آمارها نشان می دهد مساحت کل جنگل های ایران (طبیعی و دست کاشت) در حدود 2/14 میلیون هکتار است که البته در گذشته ‌نه چندان دور، این میزان به 18میلیون هکتار می رسید اما در اثر افزایش جمعیت، توسعه‌ شهرها و اراضی کشاورزی، ایجاد تاسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز و در نهایت بی توجهی مسئولان میزان آن کاهش قابل توجهی یافته است. تخریب جنگل ها و شکار گونه های نادر وحشی در حالی ادامه دارد که سازمان حفاظت محیط زیست و دستگاه های مسئول با وجود اطلاع از چنین تخریب های وحشتناکی دست به اقدام جدی نزده اند.

از سوی دیگر معضل آلودگی هوا امروز به یک تهدید جدی در شهرهای بزرگ تبدیل شده و هر ساله جان بسیاری از انسان ها را می گیرد، به گونه ای که امروز آلودگی ناشی از گرد و غبار، ترافیک سنگین، وجود خودروهای قدیمی گازوئیل ‌سوز (اتوبوس های دولتی)، فقدان شبکه حمل و نقل عمومی مناسب و استفاده زیاد از خودروهای شخصی، وجود پالایشگاه ها در داخل و حاشیه شهر، استقرار کارخانه‌ها و صنایع آلوده در حوالی شهرهای بزرگ از جمله علل اصلی افزایش آلاینده ها در هوای کلان شهرها به شمار می آید.

از سوی دیگر برخی کارشناسان محیط زیست معتقدند که طی سال های اخیر روند منقرض شدن برخی گونه ها همچون قوچ ایرانی در مناطق خوش ییلاق بسیار مشاهده شده و این امر از سوی سازمان حفاظت محیط زیست مورد توجه قرار نگرفته است.

کارشناسان کمبود امکانات و تجهیزات و غیر مسلح بودن و عدم اجازه شلیک محیط بانان در مناطق حفاظت شده را یکی از علل ناتوانی محیط بانان در مقابله با شکارچیان غیر مجاز می دانند و معتقدند در اغلب مناطق حفاظت شده محیط بانان تجهیزات لازم برخورد با شکارچیان غیر مجاز را ندارند، لذا برای مقابله با آنان همواره با مشکلات عدیده ای مواجه هستند و این امر حتی انگیزه آنان را برای مقابله با شکارچیان از دست داده است.

با وجود این که رییس سازمان حفاظت محیط زیست از ابتدای تصدی مسوولیت در این سازمان بر رفع مشکلات محیط بانان تاکید کرده بود و وعده تامین تجهیزات و امکانات آنان را داده بود اما کماکان محیط بانان از وضعیت معیشتی و تجهیزات خود گله مند هستند و جان باختن چند تن از آنان در مناطق حفاظت شده توسط شکارچیان سودجو، گواه این امر است.

تجهیزات در اختیار محیط بانان، حتی جوابگوی حفاظت از خودشان هم نیست و این امر باعث شده تا هر از چند گاهی از کشته شدن آنان به دست قاچاقچیان باشیم. محیط بانانی که به رغم نداشتن تجهیزات دفاعی مجبورند حتی مدت زمان طولانی در مناطق حفاظت شده بسر برند و این در حالی است که هیچ گاه اعتراض آنان به جایی نرسیده است.

مسوولانی که حفاظت از محیط زیست کشور وظیفه اصلی آنان است، چرا در مقابل چنین حوادثی که خود مسبب اصلی آن هستند سکوت می کنند و به کاستی ها و بی توجهی های خود اعتراف نمی کنند؟!

براساس گزارش بانك جهاني، ميزان خسارت سالانه آلودگي هوا در كشور، ۱۴ هزار و ۴۲۰ ميليارد ريال است كه اين رقم معادل ۶/۱ درصد توليد ناخالص داخلي است. آمارهاي ديگر اين بانك نشان مي دهد مرگ و مير ناشي از آلودگي هواي شهر در تهران، سالانه ۱۰۰ ميليارد ريال يعني ۵۷ درصد از توليد ناخالص ملي به اقتصاد ايران خسارت وارد مي كند.

همچنين خسارت ناشي از ابتلاي افراد به بيماري هاي مرتبط با آلودگي هوا، هر ساله معادل ۲ هزار و ۱۰۰ ميليارد ريال و خسارت مرگ و مير ناشي از آلودگي هوا هزار و ۶۰۰ ميليارد ريال برآورد شده است.

آلودگي هوا، افزون بر بروز تبعات منفي در حوزه اقتصادي، ضريب سلامت و بهداشت شهروندان را شديدا در معرض خطر جدي قرار مي دهد. سالانه در حدود ۴۰ هزار شهروند تهراني به دليل مرگ و مير ناشي از آلودگي هوا كه چهاربرابر بيشتر از نرخ مرگ و مير ناشي از بيماري ايدز است مي ميرند.

همچنين اين رقم ۶/۲ برابر نرخ ناشي از سرطان خون و ۵/۱ برابر تلفات ناشي از تصادفات رانندگي برآورد شده است. هر تهراني روزانه به طور متوسط ۶۰۰ گرم از انواع آلاينده را استنشاق مي كند. اين در حالي است كه به دليل بالابودن ميزان هيدوركربن هاي حلقوي در هوا، ميزان بيماري سرطان در تهران هم افزايش يافته و شهروندان در معرض ابتلا به بيماري مرگبار قرار گرفته اند.

در همين زمينه توجه به این آمارگيري قابل توجه است: سالانه ۴۱ ميليون تن گازهاي گلخانه اي و روزانه ۱۶ تن ذرات پلاستيك و هفت تن آزبست لنت ترمز در هواي شهر تهران منتشر مي شود كه تهديدي جدي براي سلامت شهروندان است.

تاكيد مي شود؛ آلودگي هوا كه عمدتا ناشي از تردد حدود ۵/۳ ميليون خودرو و ۵/۲ ميليون موتورسيكلت مي باشد، مسوول بيماري هاي گوناگوني است و روي افراد مختلفي تاثير مي گذارد.

آلودگي هوا بر روي افرادي كه بيماري هاي حاد برونشيت، آسم، چشم و قلب دارند، شديدتر است. سقط مكرر جنين، نازايي، ناباروري، وجود خشونت و رفتارهاي خصمانه بين مردم و... همگي ناشي از همين آلودگي هواست.

این گزارش می افزاید: یکی از نهاد های اجرایی که عملکرد آن در کشور ما کاملا در تضاد با محیط زیست قرار دارد بخش عمران و راه و ترابری است. عملکرد غیر مسوولانه تخریب پارک ملی گلستان با احداث بزرگراه گرگان مشهد با عرض 150 متر در آن که همراه با تخریب جدی محیط زیست منطقه بوده است، نابودی حیات وحش نادر موجود در پارک، جداسازی اکولوژیک گونه ها، نابودی بستر رودخانه های موجود جهت به کارگیری در زیر سازی این راه، نابودی و ریشه کن کردن گونه های منحصر به فرد درختان کهنسال این پارک که از مهم ترین پیامد های آن وقوع سیلاب های مرگ آفرین سال های اخیر بوده است، تنها و تنها برای کوتاه تر کردن 5 کیلومتری مسیری بوده که می توانست با عبور از بخش خارجی شمال پارک از صدمه به این پارک با ارزش جهانی جلوگیری نماید.

پافشاری غیر مسوولانه مدیران راه و ترابری استان سمنان بر احداث جاده در میان جنگل ابر به رغم وجود یک جاده عبوری در کنار آن جدای از شائبه سود جویی های آتی و دلال کاری زمین های اطراف جاده در آینده گویای این واقعیت است که مسوولان عمران و راه سازی کشور از کمترین اطلاعات و آگاهی های ارزش های فرابخشی و بلند مدت محیط زیستی بی بهره هستند و ارزش های هنگفت اکولوژیک محیط زیست را فدای معیار شخصی و کوتاه مدت ارزش گذاری سرمایه و زمین می کنند. همین نگاه عمومی ضد محیط زیستی است که به جای راه کوتاه تر و غیر مضر برای محیط زیست تهران ـ لار ـ بلده ـ نور که بخشی از آن سال ها است وجود دارد به ساخت آزاد راه تهران شمال (تهران-چالوس) می انجامد تا با تخریب بخش عمده ای از ذخایر با ارزش اکولوژیک منطقه البرز مرکزی عده ای سود جو را در خرید و فروش زمین های مسیر آزاد راه به نان و نوایی برساند.

اوج نگاه ضد محیط زیستی که شاید ناشی از عدم آگاهی رسانی محیط زییت در تمام سطوح جامعه باشد در سخنان آقای دکتر بهبهانی وزیر سابق راه و ترابری قابل مشاهده است، آن جا که ایشان در دفاع از نابودی جنگل ابر با احداث جاده در دل این جنگل منحصر به فرد در جهان گفته است: «اگر جاده در دل جنگل ابر احداث شود مهار آتش جنگل با حضور ماشین های آتش نشانی ممکن می شود!!» جالب این که در قوانین موجود در رشته های عمران و راه سازی نه تنها کوچک ترین اشاره ای به اهمیت محیط طبیعی و حفظ آن نشده بلکه در بخش هایی از آن تاکید شده عوارض طبیعی (از جمله جنگل ها، مراتع، رودخانه ها و...) به عنوان مانع به هر طریق ممکن باید از سر راه برداشته شوند تا ساخت راه مورد نظر به انجام برسد. نکته دیگر این که در هنگام صدور پروانه ساختمان همه چیز به شدت كنترل می شود غیر از ضرورت كاشت درخت و توسعه فضای سبز و معمولا از هیچ متقاضی خواسته نمی شود كه در زمینی كه می خواهد در آن بنایی بسازد درختی نیز بكارد.

سالهاست که طرفداران و فعالان محیط زیست در ایران به شنیدن خبرهای تخریب، آتش سوزی، شکار غیرقانونی، انقراض گونه های اندمیک، خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها و آلوده شدن شتابان آب، هوا و خاک وطن عادت کرده اند. ولی پرسش این است که چرا این روند هنوز متوقف نشده است؟ بی گمان اگر مردم هر کشوری، ضرورت دفاع و پاسداری از محیط زیست را درک کنند باعث خواهند شد که دولتمردان به سمت حفاظت از این مواهب طبیعی سوق یابند.

یکی از مهم ترین مشکلات محیط زیست ایران فقر فرهنگی است؛ فقری همراه با فقر اقتصادی. در کشوری که مطابق آمار رسمی دست کم 15 میلیون نفر زیر خط فقر مطلق اقتصادی زندگی می کنند و آمار غیر رسمی این رقم را تا 35 میلیون نفر اعلام می کند از نقشی عمده در نابودی محیط زیست ایران بر خوردار است.

ما در کشوری زندگی می کنیم که مردمش برای قلیان و سیگار کشیدن و خوردن شبه غذاهای مضر همچون پفک نمکی و سوسیس و کالباس و همبرگر، نسبت به مسائل فرهنگی هم وقت بیشتری می گذارند و هم پول بیشتری خرج می کنند.

متاسفانه از آنجا که دغدغه های محیط زیستی از وزن سیاسی در خور در جامعه ما برخوردار نیست، دولتمردان به حمایت از مولفه های زیست محیطی توجه نمی کنند و به همین ترتیب رسانه های گروهی و رادیو تلوزیون هم خودشان را مجاب نمی کنند که حتی بخشی کوچک از فعالیت های خود را به مسائل محیط زیستی اختصاص دهند و همه این مسائل دست به دست هم داده تا وضعیت کشور ما با این جا که اکنون هست، رسیده است.

اما یادآوری بخش هایی از مشکلات مدیریتی سازمان حفاظت محیط زیست نیز ضروری به نظر می رسد:


1 ـ در حالی که در اثر مسدود کردن جریان آب رود هیرمند به دریاچه آب شیرین هامون که توسط دولت افغانستان صورت پذیرفته این دریاچه مهم تاریخی و اکولوژیکی ایران کاملا خشک شده و فاجعه محیط زیستی در آن سامان صورت پذیرفته و با نابودی اکوسیستم طبیعی منطقه و هزاران هکتار زمین کشاورزی، روستاییان زمین های نمک سود خود را رها کرده و به دیگر مناطق مهاجرت کرده اند و علاوه بر آن زیستگاه زمستان گذرانی هزاران هزار پرنده مهاجر نیز به نابودی کشیده شده، با وجود اختصاص مبلغ 500000000 (پانصد میلیون) دلار از سوی ایران برای بازسازی افغانستان (در برابر 400000000، چهارصد میلیون دلار اختصاص یافته از سوی 27 کشور اتحادیه اروپا) چه اقدام هماهنگ مقامات سیاسی دیپلماتیک و محیط زیستی ایران برای ملزم کردن دولت افغانستان برای بازکردن حقابه 20 درصدی ایران از رود هیرمند (که در توافقنامه 1350 شمسی افغانستان با دولت ایران آن را امضا کرده اند) انجام پذیرفته است؟

2 ـ آیا برای پیش گیری از هجوم ریز گردها که سلامتی بسیاری از ایرانیان را در معرض خطر قرار داده است چه همکاری بین سازمان محیط زیست و وزارت خارجه به انجام رسیده است؟ آیا در حالی که دولت عراق همواره از پرداخت 1000 میلیارد دلار خسارت جنگ تحمیلی به ملت ایران به بهانه های مختلف شانه خالی می کند این پذیرفتنی است که هزینه اقدامات غیر مسوولانه و بی توجهی دولت های عربی برای توسعه ریز گردها از جیب ملت ایران پرداخت شود؟ چرا به جای این کار از پتانسیل کمک های مالی سازمان های بین المللی محیط زیستی برای رفع معضلات محیط زیستی عراق و عربستان استفاده نمی شود.

3 ـ چه اقدامی برای برآورد ارزش اقتصاد منابع طبیعی و محیط زیست ایران انجام پذیرفته، آیا اصولا ارزش گذاری اقتصادی محیط زیست طبیعی ایران جایگاهی در برنامه های بلند مدت سازمان محیط زیست دارد؟ آیا سازمان حفاظت محیط زیست هنوز به این نتیجه نرسیده که با مدیریت صحیح محیط زیست ایران به ویژه با توسعه صنعت پول ساز اکوتوریسم (محیط زیست گردی)، طبیعت بینی (Nature Watching) و پرنده بینی (Bird Watching) و... جوامع محلی و بومی به جای تخریب ناگزیر برای تامین نیاز های حداقلی اقتصادی خود، برای بهره مندی اقتصادی خود هم که شده به حامی و حافظ محیط زیست از جمله جنگل های ناب و منحصر به فرد شمال ایران و حیات وحش در معرض خطر انقراض و طبیعت در معرض تهدید مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست تبدیل شوند؟

4 ـ اقدام سازمان حفاظت محیط زیست در برابر اقدام یک طرفه و بی سر و صدای امارات برای تغییر اکوسیستم طبیعی خلیج فارس و خشک کردن بخش های مختلف این دریا برای پروژه های بلند پروازانه و عظیم نخیل چه بوده است؟ فراموش نکنیم که خشک کردن و ایجاد شهر های مصنوعی درون خلیج فارس از نظر سیاسی و جغرافیایی نیز می تواند توسعه طلبی ارضی و تجاوز به حریم مرز های دریایی ایران در خلیج فارس را تو سط امارات در آینده توجیه کند. آیا چه اقدام هماهنگی بین سازمان محیط زیست و نهاد های مربوط از جمله وزارت خارجه در این مهم انجام گرفته؟ آیا سازمان حفاظت محیط زیست برای ممانعت و جلوگیری از تخریب سنگ های صخره ای کوه های خراسان و فارس و کرمان و انتقال قاچاق این منابع طبیعی ایران زمین به امارات و به کارگیری آن ها جهت خشک کردن خلیج فارس و ایجاد شهرهای جدید توسط عرب ها هیچ اقدامی صورت داده است؟ در همین راستا دوست داران محیط زیست منتظرند ببینند بیلان اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست در برابر صید مخفیانه و غیر مجاز و قاچاق حیات وحش نادر و در معرض انقراض ایران از جمله شاهین و هماو هوبره و دلیجه و عقاب و... به شیخ نشین های خلیج فارس که هر روز ابعاد وسیع تری می یابد چه بوده است؟!

5 ـ عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست برای نجات سیزدهمین دریاچه دنیا (ارومیه) چه بوده است؟ در اثر ایجاد سدهای متعدد بر روی رودخانه های تامین کننده آب این دریاچه، میزان شوری دریاچه ارومیه از 70 میلی گرم در لیتر به 300 میلی گرم در لیتر رسیده که عملا زندگی مردم همجوار منطقه، کشاورزی روستاییان و حیات تنها موجود زنده آبی این منطقه یعنی آرتمیا و نیز زندگی پرندگان بومی و مهاجر دریاچه ارومیه را در معرض تهدید جدی قرار داده است. آیا بهتر نیست به جای کمک گرفتن سازمان حفاظت محیط زیست از روسیه برای بارور کردن ابرها بر فراز ارومیه!! (که برای ایرانیان همواره بسیار پرهزینه بوده است) با همکاری سازمان محیط زیست با سازمان های مرتبط با مدیریت منابع آب با مهار و انتقال منابع آبی و رودخانه های مرزی که از کردستان ایران بی استفاده به عراق می رود و آب دجله را تامین می کند احیای دریاچه ارومیه به انجام برسد؟

6 ـ عملکرد سازمان محیط زیست با مشکل آلودگی هوای تهران چه بوده است؟ بر اساس برآوردها روزانه در حدود ۳ هزار تن منواكسيد كربن، ۴۵ تن هيدروكربن سوخته، ۱۳۰ تن اكسيد ازت، ۳۰ تن اكسيد گوگرد، ۳۰ تن ذرات معلق، ۲ تن سرب در تهران توليد و به هوا متصاعد مى شود. ۸۰ درصد اين آلودگى ها در شهر تهران، ناشى از وسايل نقليه موتورى است. به طورى كه گفته مى شود، آلودگى هاى تهران ۲‎/۸ برابر استاندارد جهانى است. آلودگى هايى كه منجر به مشكلات تنفسى، روحى، گوارشى و حتى مرگ مى شود. در اين رابطه، آمارها حاكى است حدود ۷ هزار نفر در سال بر اثر آلودگى هوا جان خود را از دست مى دهند.

7 ـ با توجه به گسترش روز افزون مواد غذایی غیر بهداشتی، بطری های پت برای انواع نوشیدنی ها و ظروف یک بار مصرف پلاستیکی که علاوه بر بیماری زا بودن و افزایش احتمال سرطان برای مردم به شدت آلاینده محیط زیست هم است چه هماهنگی هایی بین سازمان محیط زیست و وزارت خانه های بهداشت و صنایع صورت گرفته است؟ و...

بدیهی است بیان این نکات به معنای این نیست که افکار عمومی و رسانه ها به عنوان چشم بیدار مردم، انتظار حل تمامی این مشکلات را در یک دوره مدیریت داشته باشند، بلکه مسئله اینجاست که دستگاه های مسئول در این رابطه چه اقداماتی انجام داده و چه تلاش هایی کرده اند؟ قطعا توقع زیادی نیست اگر افکار عمومی به روشنی از فعالیت های مسئولین مطلع شده و از کم کاری های آنان گله مند باشند.

در بخش نوشتارها در اینباره میتوانید نوشتاری فراخ در اینجا بخوانید.

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

حقوق این وبگاه محفوظ  است و استفاده از نوشته های آن با نگاشتن نام این وبگاه منعی ندارد